قدر ، شب هايي از جنس رستگاري...
| مقاله و تحليل |
امشب شب برات است و سپيده دم برکات، بندگان نجواکنان اشک و غربت خويش را در زيارتنامه ها ، در مناجات علي در کوفه و دعاي جوشن کبير گم می کنند. هر کس از دردهاي کهنه و نو شکايت مي کند و به اميد درمان، عظمت مولا را واسطه شفاي خداوند «جل جلاله» قرار مي دهد! چه صفايي دارد استغاثه و راز و نياز با مبعود در شب هاي قدر!
امشب دومین شب از شبهاي قدر است، امشب خدا را بيشتر و بهتر از هميشه می خوانیم ، عده اي با صداي آهسته و بعضي با صداي بلند، کوچک و بزرگ، مرد و زن، پير و جوان حتي آنهايي که به اندازه همه شب هاي سال خدا را اينقدر صدا نکرده اند، معبودا، کريما، هستي بخشا، دستگيرا، اي آمرزنده خطاها،اي برآورنده آرزوها ، اي بهترين آمرزندگان...
توبه پذيرا! مرداب عفوني گناهم، حال پرستشم را برهم زده، عفونت عصيان به قلب عبادتم زده و گرگ وسوسه به پيکر وجدانم حمله ور شده، پس اي دستگيرا! رنگ غفلت و زنگ خودخواهي را از آئينه عقل و دلم بزداي و کام فطرتم را تشنه پرستش خود گردان و جرعه هاي معرفتت را به دل هجران کشيده ماه بچشان.
خدا را می خوانیم به قدر عظمت شبهاي قدر، قرآن بر سر گذاشته و او را به 14 معصوم قسمش می دهیم تا بگذرد از بار سنگين گناهانمان، الهي العفو...




